رفتن به محتوامچاله کردن
تأییدنشده
zerknüllen فعل
فعل
- مچاله کردن(to crumple or crush into a compact, amorphous shape or ball)تأییدنشده
دستور زبانِ zerknüllen
فعل
- تلفظ
- [t͡sɛɐ̯ˈknʏlən]
همهٔ صورتها
- zerknülltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zerknüllenمعلوم، مصدر، حال
- zerknüllendمعلوم، participle، حال
- zerknülltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zerknüllمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerknülleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerknülltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerknülleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerknülleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerknüllstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- zerknüllestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerknülltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerknülleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerknüllenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- zerknüllenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zerknülltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerknülletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zerknüllenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- zerknüllenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerknüllteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerknüllteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerknülltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerknülltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerknüllteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerknüllteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerknülltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerknülltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerknülltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerknülltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerknülltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerknülltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها