خرد کردن
تأییدنشده
xord kardan[xóɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]
zerkleinern فعل
فعل
- خرد کردنxord kardanخُرد کَردَن[xóɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- درهم شکستندَرهَم شِکَستَنتأییدنشده
- تیکه تیکه کردنتیکه تیکه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ zerkleinern
فعل
- تلفظ
- [t͡sɛɐ̯ˈklaɪ̯nɐn]
همهٔ صورتها
- zerkleinertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- zerkleinerndمعلوم، participle، حال
- zerkleinertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- zerkleinerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkleinereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkleinreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkleinertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zerkleinerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerkleinereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerkleinreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- zerkleinereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerkleinreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerkleinerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- zerkleinerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- zerkleinertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- zerkleinereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerkleinreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zerkleinertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- zerkleinertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- zerkleinerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zerkleinerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkleinertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zerkleinertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zerkleinerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zerkleinerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- zerkleinertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- zerkleinertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- zerkleinertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zerkleinertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- zerkleinertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zerkleinertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Der Metzger zerkleinerte das Fleisch.
قصاب گوشت را خرد کرد.
منابع و ارجاعها
- ۱: Esperantostern (de #1310894), cojiluc (fa #7824173), tatoeba.org
منابع و مجوزها