فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جر جر کردن

تأییدنشده

zerfleddern فعل

فعل

  • جر جر کردنجِر جِر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zerfleddern

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈflɛdɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • zerfleddertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerfledderndمعلوم، participle، حال
  • zerfleddertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerfledderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfleddereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfleddreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfleddertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerfledderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerfleddereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerfleddreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerfleddereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerfleddreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerfledderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfledderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerfleddertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerfleddereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerfleddreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerfleddertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerfleddertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerfledderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerfledderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfleddertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfleddertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfledderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerfledderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerfleddertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerfleddertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfleddertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerfleddertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfleddertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerfleddertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها