فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شخانیدن

تأییدنشده

zerfetzen فعل

فعل

  • شخانیدنشَخانیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پاره پاره کردنپاره پاره کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zerfetzen

فعل

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈfɛt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zerfetztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerfetzendمعلوم، participle، حال
  • zerfetztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerfetzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfetzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfetztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerfetzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerfetzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerfetztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfetzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerfetztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerfetzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerfetztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerfetzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerfetzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerfetzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfetztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerfetztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfetzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerfetzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerfetztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerfetztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfetztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerfetztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerfetztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerfetztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها