فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکننده

تأییدنشده

šekanande[ʃekʲænænˈde]

zerbrechlich صفت

صفت

  • شکنندهšekanandeشِکَنَنده[ʃekʲænænˈde](easily broken or destroyed)(breakable, fragile)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکستنیšekastaniشِکَستَنی[ʃekʲæst̪ʰæˈniː]تأییدنشده
  • تردtordتُرد[t̪ʰoɹd̪̥](easily broken or destroyed)تأییدنشده

دستور زبانِ zerbrechlich

صفت

تلفظ
[t͡sɛɐ̯ˈbʁɛçlɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • zerbrechlicherصفت تفضیلی
  • am zerbrechlichstenصفت عالی
  • zerbrechlicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zerbrechlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zerbrechlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zerbrechlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zerbrechlicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zerbrechlichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zerbrechlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zerbrechlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zerbrechlichererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zerbrechlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zerbrechlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zerbrechlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zerbrechlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • zerbrechlichererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zerbrechlichereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zerbrechlicheresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zerbrechlicherenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • zerbrechlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlichereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zerbrechlicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zerbrechlicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • zerbrechlichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zerbrechlichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zerbrechlichsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zerbrechlichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Glas ist zerbrechlich.

شیشه شکستنی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: gubaer (de #3703565), cojiluc (fa #8362833), tatoeba.org
منابع و مجوزها