فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نشان دادن

nešân dâdan[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn]

zeigen فعل

فعل

  • نشان دادنnešân dâdanنِشان دادَن[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn](to indicate (a fact) to be true)(to display)(to show or demonstrate clearly)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نمودنnamudan[næ.muː.d̪ǽn][ne.muː.d̪ǽn][no.muː.d̪ǽn](to display)تأییدنشده

دستور زبانِ zeigen

فعل

تلفظ
[ˈt͡saɪ̯ɡn̩], [ˈt͡saɪ̯ɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gezeigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zeigendمعلوم، participle، حال، regular
  • gezeigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • zeigمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • zeigetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • zeigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • zeigeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zeigstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zeigtمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • zeigetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • zeigeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zeigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • zeigetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • zeigetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zeigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • zeigeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • zeigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • zeigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • zeigeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • zeigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zeigeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zeigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • zeigetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • zeigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • zeigetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • zeigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zeigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • zeigetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • zeigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zeigetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der ist noch kein weiser Mann, der einem anderen den rechten Weg zeigt.

مردی که به یکی دیگر راه درست را نشان می‌دهد، هنوز مرد عاقلی نیست.

Jeder ist ein Mond und hat seine dunkle Seite, die er niemandem zeigt.

هرکس یک ماه است که روی تیرهٔ خود را به هیچکس نشان نمی‌دهد.

Kompasse zeigen nach Norden.

قطب نما شمال را نشان می دهد.

Zeige mir dein Pferd und ich sage dir, wer du bist.

اسبت را به من نشان بده و من به تو می‌گویم که هستی.

Man zeigt nicht mit dem Finger auf Menschen!

آدم با انگشت آدمها را نشان نمی‌دهد!

In der Beschränkung zeigt sich erst der Meister.

در محدودیت است که استاد خود را نشان می‌دهد.

Niemand hat eine Kristallkugel, die das Ende dieser Geschichte zeigt.

هیچکس جام بلورینی که پایان این داستان را نشان دهد را ندارد.

Schlechte Antworten zeigen den Weg zu den guten.

جوابهای بد راه را برای جوابهای خوب نشان می‌دهند.

Können Sie mir Ihre Quittung zeigen?

آیا می‌توانید رسیدتان را به من نشان دهید؟

Zeig mir mal deinen Ring.

حلقتو بهم نشون بده.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4945857), cojiluc (fa #8247113), tatoeba.org
  2. ۲: Manfredo (de #740380), cojiluc (fa #12731245), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #4742954), reto (fa #4743152), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5077590), cojiluc (fa #8107903), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1223663), cojiluc (fa #8135819), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #1678782), cojiluc (fa #10349178), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #4929630), cojiluc (fa #8133704), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1081608), cojiluc (fa #8142030), tatoeba.org
  9. ۹: Manfredo (de #1566188), cojiluc (fa #6970413), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #4152789), Suroosh (fa #12224211), tatoeba.org
منابع و مجوزها