فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تغذیه کردن

تأییدنشده

zehren فعل

فعل

  • تغذیه کردنتَغذیه کَردَن(sich von etwas ernähren, etwas als Nahrung für den Körper oder Stärkung für die Seele nutzen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرسوده کردن(mit an: jemanden schwächen)تأییدنشده
  • مصرف کردنmasraf kardanمَصرَف کَردَن[mæs.ɹǽf kʰʲæɹ.d̪æn](sich von etwas ernähren, etwas als Nahrung für den Körper oder Stärkung für die Seele nutzen)تأییدنشده
  • لاغر کردن(durch verschiedene Einflüsse an Gewicht oder Volumen verlieren oder verlieren lassen)تأییدنشده
  • جانکاهتأییدنشده

دستور زبانِ zehren

فعل

تلفظ
[ˈt͡seːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gezehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zehrendمعلوم، participle، حال
  • gezehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er zehrt von seinen Erinnerungen

او با دلخوشی به روزهای گذشته فکر می کند

منابع و ارجاع‌ها