فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تردید کردن

تأییدنشده

tardid kardan

zaudern فعل

فعل

  • تردید کردنtardid kardanتَردید کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مولیدنمولیدَنتأییدنشده
  • تعلل کردنتأییدنشده
  • درنگ کردندِرَنگ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zaudern

فعل

تلفظ
[ˈt͡saʊ̯dɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gezaudertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zauderndمعلوم، participle، حال
  • gezaudertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zauderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zaudereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zaudreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zaudertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zauderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zaudereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zaudreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zaudereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zaudreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zauderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zauderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zaudertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zaudereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zaudreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zaudertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zaudertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zauderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zauderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zaudertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zaudertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zauderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zauderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zaudertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zaudertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zaudertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zaudertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zaudertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zaudertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zauderestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • zauderetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • zaudrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • zaudretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها