فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی قرار بودن

تأییدنشده

zappeln فعل

فعل

  • بی قرار بودنبی قَرار بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لق دادنلَق دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ zappeln

فعل

تلفظ
[ˈt͡sapl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gezappeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zappelndمعلوم، participle، حال
  • gezappeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zappleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zappelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zappeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zappeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zappleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zappelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zappeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zappeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zappleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zappelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zappelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zapplestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zappeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zappeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zappleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zappeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zappeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zappletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zappelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zappelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zappeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zappeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zappelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zappelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zappeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zappeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zappeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zappeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zappeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zappeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

etwas zappelt im Wasser

چیزی توی آب دست و پا می زند

unter der Last zappeln

زیر بار دست و پا زدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها