فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی‌دندان

zahnlos صفت

صفت

  • بی‌دندانبی دَندان(Having no teeth)

دستور زبانِ zahnlos

صفت

تلفظ
[ˈt͡saːnloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • zahnloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahnlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahnlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahnlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahnloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahnloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahnlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahnloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zahnlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zahnlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahnlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها