فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرمن را بوجاری کردن

تأییدنشده

worfeln فعل

فعل

  • خرمن را بوجاری کردنخَرمَن را بوجاری کَردَن(Korn)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غربال کردنغَربال کَردَن(to separate the heavier and lighter with a current of air)تأییدنشده

دستور زبانِ worfeln

فعل

تلفظ
[ˈvɔʁfl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • geworfeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • worfelnمعلوم، مصدر، حال
  • worfelndمعلوم، participle، حال
  • geworfeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • worfleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • worfelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • worfeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • worfeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • worfleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • worfelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • worfeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • worfeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • worfleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • worfelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • worfelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • worflestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • worfeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • worfeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • worfleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • worfelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • worfelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • worfeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • worfeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • worfletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • worfelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • worfelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • worfelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • worfelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • worfeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • worfeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • worfelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • worfelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • worfeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • worfeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • worfeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • worfeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • worfeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • worfeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • worfelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • worfeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها