فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چرخاندن

تأییدنشده

čarxândan[t͡ʃʰæɹ.xɒːn̪.d̪ǽn]

wirbeln فعل

فعل

  • چرخاندنčarxândanچَرخاندَن[t͡ʃʰæɹ.xɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ wirbeln

فعل

تلفظ
[ˈvɪʁbl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gewirbeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wirbelndمعلوم، participle، حال
  • gewirbeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wirbleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wirbelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wirbeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wirbeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wirbleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wirbelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wirbeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wirbeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirbleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirbelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wirbelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirblestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirbeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wirbeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wirbleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wirbeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wirbeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wirbletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wirbelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wirbelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wirbeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wirbeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wirbelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wirbelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wirbeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wirbeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wirbeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wirbeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wirbeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wirbeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wirbelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • wirbeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها