رفتن به محتواکسی را با دست اشاره کردن
تأییدنشده
winken فعل
فعل
- کسی را با دست اشاره کردنکِسی را با دَست اِشاره کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ winken
فعل
- تلفظ
- [ˈvɪŋkn̩], [ˈvɪŋkŋ̩]
همهٔ صورتها
- gewinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- gewunkenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- winkenمعلوم، مصدر، حال
- winkendمعلوم، participle، حال
- gewinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- gewunkenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- winkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- winkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- winktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- winketمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- winkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- winkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- winkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- winkestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- winkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- winktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- winketمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- winkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- winkenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- winkenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- winktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- winketمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- winketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- winkenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- winkenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- winkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- winkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- winktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- winktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- winkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- winkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- winktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- winktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- winktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- winktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- winktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- winktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها