عقب به
قید
- عقب به
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پس
دستور زبانِ wieder da
قید
مثالها
Ein Hund freut sich, dass man wieder da ist. Eine Katze ist sauer, dass man weg war.
سگ وقتی برمیگردید خوشحال میشود. گربه وقتی میروید خشمگین میشود.
Der Zauberer ist wieder da.
جادوگر دوباره اینجاست.
Die Studenten sind wieder da.
دانشآموزان برگشتهاند.
ich bin gleich wieder da
فیلفور آمدم