فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تاوستن

تأییدنشده

tâvestan

widerstreben فعل

فعل

  • تاوستنtâvestan(to attempt to counter actions or effects of)تأییدنشده

دستور زبانِ widerstreben

فعل

تلفظ
[viːdɐˈʃtʁeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • widerstrebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • widerstrebenمعلوم، مصدر، حال
  • widerstrebendمعلوم، participle، حال
  • widerstrebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • widerstrebمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerstrebeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerstrebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerstrebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • widerstrebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerstrebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerstrebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerstrebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • widerstrebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • widerstrebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • widerstrebenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • widerstrebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerstrebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • widerstrebenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • widerstrebenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • widerstrebteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • widerstrebteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerstrebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • widerstrebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerstrebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • widerstrebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • widerstrebtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • widerstrebtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • widerstrebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • widerstrebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • widerstrebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • widerstrebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها