فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را پس گرفتن

تأییدنشده

widerrufen فعل

فعل

  • چیزی را پس گرفتنچیزی را پَس گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ widerrufen

فعل

تلفظ
[viːdɐˈʁuːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • widerrufenderمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • widerrufendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufenderمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufenderحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • widerrufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • widerrufendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • widerrufendeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • widerrufendeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • widerrufendenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • widerrufenderمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • widerrufendenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • widerrufendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • widerrufendenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • widerrufendمعلوم، participle، حال
  • widerrufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerrufeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerruftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerrufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • widerrufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerrufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerrufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerruftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • widerrufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • widerruftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerrufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • widerriefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • widerriefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerriefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • widerriefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerriefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • widerriefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • widerriefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • widerriefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • widerrieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • widerriefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • widerriefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • widerriefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها