رفتن به محتوابا دلیل رد کردن
تأییدنشده
widerlegen فعل
فعل
- با دلیل رد کردنبا دَلیل رَد کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مخالفت کردنمُخالِفَت کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ widerlegen
فعل
- تلفظ
- [ˌviːdɐˈleːɡn̩]
همهٔ صورتها
- widerlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- widerlegendمعلوم، participle، حال
- widerlegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- widerlegمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- widerlegeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- widerlegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- widerlegeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- widerlegeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- widerlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- widerlegestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- widerlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- widerlegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- widerlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- widerlegetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- widerlegteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- widerlegteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- widerlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- widerlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- widerlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- widerlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- widerlegtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- widerlegtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- widerlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- widerlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- widerlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- widerlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها