فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با دلیل رد کردن

تأییدنشده

widerlegen فعل

فعل

  • با دلیل رد کردنبا دَلیل رَد کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مخالفت کردنمُخالِفَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ widerlegen

فعل

تلفظ
[ˌviːdɐˈleːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • widerlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • widerlegendمعلوم، participle، حال
  • widerlegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • widerlegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerlegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerlegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerlegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • widerlegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • widerlegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • widerlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • widerlegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • widerlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • widerlegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • widerlegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • widerlegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • widerlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • widerlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • widerlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • widerlegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • widerlegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • widerlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • widerlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • widerlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • widerlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها