فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شرط بستن

تأییدنشده

wetten فعل

فعل

  • شرط بستنشَرط بَستَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شرط بندی کردنشَرط بَندی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ wetten

فعل

تلفظ
[ˈvɛtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewettetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wettendمعلوم، participle، حال
  • gewettetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wetteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wettمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wettetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wetteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wetteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wettestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wettestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wettetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wetteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wettetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wettetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wetteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wetteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wettetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wettetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wetteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wetteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wettetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wettetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wettetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wettetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wettetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wettetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wollen wir wetten?

می‌خواهیم شرط ببندیم؟

Ich wette, Sie sind beschäftigt.

من شرط می‌بندم که شما مشغول هستید.

Ich wette nie.

من هرگز شرط نمی‌بندم.

Ich wette, dass es morgen regnet.

من شرط می‌بندم که فردا باران می‌بارد.

Ich bin bereit zu wetten, dass du weißt, wie das funktioniert.

من حاضرم شرط ببندم که تو می‌دانی که آن چگونه کار می‌کند.

Willst du darauf wetten?

آیا می‌خواهی روی آن شرط ببندی؟

Ich wette, du bist verliebt.

من شرط می‌بندم که تو عاشقی.

Ich wette, dass wir heute einen Test haben werden.

من شرط می‌بندم که امروز یک امتحان خواهیم داشت.

Ich wette nicht gern.

من دوست ندارم شرط ببندم.

wetten, mit hohem Einsatz spielen

بلند باز

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #4878383), cojiluc (fa #6854954), tatoeba.org
  2. ۲: Serafettin (de #3328057), cojiluc (fa #6981146), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #5552242), cojiluc (fa #9950723), tatoeba.org
  4. ۴: Manfredo (de #779271), cojiluc (fa #6981149), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4844688), cojiluc (fa #6961030), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5712946), cojiluc (fa #6961028), tatoeba.org
  7. ۷: brauchinet (de #2940404), cojiluc (fa #6981144), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #840156), cojiluc (fa #6961029), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #3036050), cojiluc (fa #6981137), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها