کی
ki[kʰʲíː]
wer
۱Wer ist heute nicht anwesend?
کی امروز حاضر نیست؟
ضمیر
- کی
- چه کسی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کسی
دستور زبانِ wer
ضمیر
- حالت اضافی
- wessen, wes
- تلفظ
- [veːɐ̯]
همهٔ صورتها
- wer
- wessen
- wes
- wem
- wen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wer nie irrt, der macht oft nichts.
کسی که هرگز خطا نمیکند، اغلب هیچ کاری نمیکند.
۳Wer ins Spiel eintritt, muss spielen.
کسی که وارد بازی شود، باید بازی کند.
۴Edel ist, wer edel handelt!
اصیل کسی است که با اصالت عمل میکند.
۵Wer früh aufsteht, bleibt gesund.
کسی که زود برخیزد، تندرست میماند.
۶Wer wagt, gewinnt.
کسی که جرأت کند، میبرد.
۷Wer schläft, sündigt nicht.
کسی که بخوابد، گناه نمیکند.
۸Wer nichts wird, wird Wirt.
کسی که هیچکس نمیشود، میزبان میشود.
۹Wer sein Ziel kennt, findet den Weg.
کسی که مقصد را بشناسد، راه را پیدا میکند.
۱۰Wer verursacht all die Probleme?
چه کسی سبب همهٔ مشکلات شد.
۱۱Wer Töchter hat, ist stets Hirte.
کسی که دختر دارد، پیوسته شبان است.