واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

کم

wenig
قید

نمونه با wenig

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Ich schlafe wenig.

من کم می‌خوابم.

قید

  • کمکَم(indefinite, usually small number)(not much)(eine unbestimmte, kleine Anzahl oder Menge von etwas)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • اندکاَندَک(indefinite, usually small number)تأییدنشده

صفت

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خردxord[xoɹd̪̥](small in size)تأییدنشده
  • کهkeh[kʰʲeʱ](small in size)تأییدنشده
  • کوچکkučakکوچِک[kʰuː.t͡ʃʰǽkʰʲ](small in size)تأییدنشده

ضمیر

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • قدری(in Kombination mit ein: etwas)تأییدنشده
  • کمیکَمی(in Kombination mit ein: etwas)تأییدنشده
  • قلیل العددقَلیل اُلعَدَدتأییدنشده

دستور زبان wenig

صفت

همهٔ ریخت‌ها
  • wenigerصفت برتر
  • minderصفت برتر
  • am wenigstenصفت برترین
  • am mindestenصفت برترین

ضمیر

خوانش
[ˈveːnɪç], [ˈveːnɪk]
همهٔ ریخت‌ها
  • wenigصفت ساده
  • wenigerصفت برتر
  • am wenigstenصفت برترین
  • wenigerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wenigenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wenigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wenigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wenigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wenigeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wenigenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wenigerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wenigeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wenigesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wenigenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • wenigenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wenigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wenigesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wenigenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wenigererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wenigereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wenigeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wenigereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wenigererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wenigererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • wenigeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wenigererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wenigeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • wenigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wenigereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wenigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wenigereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • wenigereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • wenigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wenigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • wenigererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • wenigereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • wenigeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wenigerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • wenigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • wenigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wenigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • wenigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wenigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wenigsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wenigsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wenigstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • wenigstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wenigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wenigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Dieser Mann sprach wenig.

این مرد کم حرف می‌زند.

۳Die Phönizier haben das Geld erfunden - aber warum so wenig?

فینیقی‌ها پول را اختراع کردند، اما چرا اینقدر کم؟!

۴Am reichsten ist der, der am wenigsten braucht.

کسی غنی‌ترین است که به کمترین احتیاج دارد.

۵Lass es wenig sein, aber lass es gut sein.

بگذار کم باشد، اما بگذار خوب باشد.

۶Wenig reden altert die Frauen.

کم حرفی زنان را پیر می‌کند.

۷Dieses Jahr gab es 10% weniger Insolvenzen.

امسال ورشکستگی‌ها ۱۰٪ کاهش یافته‌اند.

۸Wer viel Charakter hat, hat wenig Eigentum.

کسی که منش بسیاری دارد، دارایی کمی دارد.

۹Die Wahrheit kommt mit wenigen Worten aus.

حقیقت با کمترین کلمات بیرون می‌آیند.

۱۰Sehr wenige Menschen fürchten nicht den Tod.

معدودی از انسانها از مرگ هراس ندارند.

۱۱Denken ist die schwerste Arbeit, die es gibt. Das ist wahrscheinlich auch der Grund, daß sich so wenige Leute damit beschäftigen.

فکر کردن سخت‌ترین کاری است که وجود دارد. احتمالا بر این اساس است که آدمهای اینقدر کمی به آن مشغول هستند.

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #3673009), cojiluc (fa #8384995), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #1428437), cojiluc (fa #8135269), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #2712016), cojiluc (fa #13180254), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2348528), cojiluc (fa #8135337), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #5231076), cojiluc (fa #10742968), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #3074695), cojiluc (fa #8135284), Tatoeba
  7. ۷: Zaghawa (de #1856267), cojiluc (fa #12638817), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #2330354), cojiluc (fa #6949551), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #2570626), cojiluc (fa #12925732), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4463409), cojiluc (fa #8135327), Tatoeba
  11. ۱۱: Esperantostern (de #8875242), cojiluc (fa #13115536), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها