فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشودن

تأییدنشده

gošudan[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]

weiten فعل

فعل

  • گشودنgošudanگُشودَن[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گشاد کردنگُشاد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ weiten

فعل

تلفظ
[ˈvaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geweitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • weitendمعلوم، participle، حال
  • geweitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • weiteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weitمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weitetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • weiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • weitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • weiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • weiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • weitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • weiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • weitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • weitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • weitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • weitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • weitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • weitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geweitetparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive

مثال‌ها

seine Augen weiten sich

چشمهایش گشاد می شوند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها