فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نبوت کردن

تأییدنشده

weissagen فعل

فعل

  • نبوت کردننُبُوَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیشگوئی کردنپیشگوئی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ weissagen

فعل

تلفظ
[ˈvaɪ̯sˌzaːɡn̩], [ˈvaɪ̯sˌzaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geweissagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • weissagendمعلوم، participle، حال
  • geweissagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • weissagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weissageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weissagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weissagetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weissageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • weissageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weissagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weissagestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weissagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weissagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weissagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weissageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • weissagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weissagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weissagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • weissagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • weissageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • weissagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weissageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • weissagetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • weissagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • weissageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • weissagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • weissageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • weissagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • weissagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • weissagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • weissagetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • weissagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • weissagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • weissagetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • weissagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • weissagetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها