رفتن به محتوانرم پختن
تأییدنشده
weichkochen فعل
فعل
- نرم پختننَرم پُختَنتأییدنشده
دستور زبانِ weichkochen
فعل
- تلفظ
- [ˈvaɪ̯çˌkɔxn̩]
همهٔ صورتها
- weichgekochtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- weichzukochenمعلوم، extended، مصدر
- weichkochendمعلوم، participle، حال
- weichgekochtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- weichzukochendergerundive، participle
- weichzukochendegerundive، participle
- koch weichمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- koche weichمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kocht weichمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- koche weichمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- koche weichمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- weichkocheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- weichkocheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kochst weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- kochest weichمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- weichkochstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- weichkochestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kocht weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- koche weichمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- weichkochtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- weichkocheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kochen weichمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- kochen weichمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kocht weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- kochet weichمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- weichkochtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- weichkochetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kochen weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- kochen weichمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kochte weichمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kochte weichمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- weichkochteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- weichkochteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kochtest weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kochtest weichمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- weichkochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- weichkochtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kochte weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kochte weichمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- weichkochteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- weichkochteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- kochten weichمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- kochten weichمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- weichkochtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- weichkochtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kochtet weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kochtet weichمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- weichkochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- weichkochtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kochten weichمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kochten weichمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- weichkochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- weichkochtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- weichzukochendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- weichzukochendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- weichzukochendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- weichzukochendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- weichzukochendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- weichzukochendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- weichzukochendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- weichzukochendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- weichzukochendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها