فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم مرغ عسلی

تأییدنشده

weichgekochtes Ei
عبارت

عبارت

  • تخم مرغ عسلیتُخمِ مُرغِ عَسَلیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تخم مرغ نیم بندتُخمِ مُرغِ نیم بَندتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها