درد کردن
dard kardan[d̪æɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
wehtun فعل
فعل
- درد کردنdard kardanدَرد کَردَن[d̪æɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn](hurt)
دستور زبانِ wehtun
فعل
- تلفظ
- [ˈveːˌtuːn]
همهٔ صورتها
- tu wehاولشخص، حال، مفرد
- wehgetanparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- wehzutunمعلوم، extended، مصدر
- wehtuendمعلوم، participle، حال
- wehgetanparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- tu wehمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tue wehمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- tut wehمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- tue wehمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- tue wehمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wehtueمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- wehtueمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tust wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- tuest wehمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wehtustمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- wehtuestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tut wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- tue wehمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wehtutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wehtueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- tun wehمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- tuen wehمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- wehtuenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tut wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- tuet wehمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- wehtutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- wehtuetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- tun wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- tuen wehمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wehtuenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- tat wehمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- täte wehمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wehtatمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- wehtäteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- tatest wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tatst wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- tätest wehمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wehtatestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- wehtatstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- wehtätestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- tat wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- täte wehمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wehtatمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wehtäteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- taten wehمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- täten wehمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- wehtatenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- wehtätenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- tatet wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- tätet wehمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- wehtatetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- wehtätetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- taten wehمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- täten wehمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wehtatenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- wehtätenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
مثالها
Sag Bescheid, wenn es wehtut.
اگر درد کرد خبر بده.
der Schmerz tut weh
دردی در جانش خانه می کند
Die Wahrheit tut weh.
حقیقت تلخ است.
ترجمهٔ غیرمستقیم
Mein Kopf tut weh.
من سردرد دارم.
ترجمهٔ غیرمستقیم
Meine Augen tun weh.
چشمانم آسیب دیدند.
ترجمهٔ غیرمستقیم
Ich will dir nicht wehtun.
من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم.
ترجمهٔ غیرمستقیم
mein Kopf tut weh
سرم درد می کند
منابع و ارجاعها
- ۱: Zaghawa (de #2212459), cojiluc (fa #6927973), tatoeba.org
- ۲: farhang von ckh
- ۳: Adelpa (de #4254190), cojiluc (fa #6831622), tatoeba.org
- ۴: samueldora (de #524492), Hussein64 (fa #5359848), tatoeba.org
- ۵: Esperantostern (de #1266104), mahdiye (fa #705498), tatoeba.org
- ۶: raggione (de #6322153), mahdiye (fa #780013), tatoeba.org
- ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها