فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درد کشیدن

تأییدنشده

weh tun فعل

فعل

  • درد کشیدن(to be painful, to ache)تأییدنشده

دستور زبانِ weh tun

فعل

مثال‌ها

Ich will dir nicht weh tun.

من نمی خواهم به تو آسیبی بزنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #761056), mahdiye (fa #780013), tatoeba.org
منابع و مجوزها