فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهاجرت کردن

تأییدنشده

mohâjerat kardan

wegziehen فعل

فعل

  • مهاجرت کردنmohâjerat kardanمُهاجِرَت کَردَن(migrate)تأییدنشده

دستور زبانِ wegziehen

فعل

تلفظ
[ˈvɛkˌt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • weggezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wegziehenمعلوم، مصدر، حال
  • wegzuziehenمعلوم، extended، مصدر
  • wegziehendمعلوم، participle، حال
  • weggezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wegzuziehendergerundive، participle
  • zieh wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehe wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieht wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehe wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • ziehe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegzieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • wegzieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehest wegمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ziehe wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ziehen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • ziehen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • wegziehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • wegziehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • zieht wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wegziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • ziehen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ziehen wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegziehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zog wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zöge wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegzogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • wegzögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zögest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zögst wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zog wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zöge wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zogen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zögen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wegzogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • wegzögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zöget wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zögt wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wegzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zogen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zögen wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • wegzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuziehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • wegzuziehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • wegzuziehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • wegzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuziehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuziehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • wegzuziehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • wegzuziehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuziehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuziehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuziehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Tu, was deine Nachbarn tun, oder ziehe weg.

آنچه همسایه‌ات انجام می‌دهد انجام بده، یا جابجا شو.

jem. den Boden unter den Füssen wegziehen

امان کسی را بریدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1297019), cojiluc (fa #12118642), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها