چشم خودرا دزدیدن
تأییدنشده
wegsehen فعل
فعل
- چشم خودرا دزدیدنچِشمِ خودرا دُزدیدَن(i.S.: nichts zu tun haben wollen)تأییدنشده
دستور زبانِ wegsehen
فعل
- تلفظ
- [ˈvɛkˌzeːən]
همهٔ صورتها
- weggesehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- wegzusehenمعلوم، extended، مصدر
- wegsehendمعلوم، participle، حال
- weggesehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- sieh wegمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- seht wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- sehe wegمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- sehe wegمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wegseheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- wegseheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siehst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- sehest wegمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wegsiehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- wegsehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sieht wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- sehe wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wegsiehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wegseheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sehen wegمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- sehen wegمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- seht wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- sehet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- wegsehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- wegsehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sehen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- sehen wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- sah wegمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- sähe wegمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wegsahمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- wegsäheمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sahst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- sähest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- sähst wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wegsahstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- wegsähestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wegsähstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sah wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- sähe wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wegsahمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wegsäheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- sahen wegمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- sähen wegمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- wegsahenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- wegsähenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- saht wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- sähet wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- säht wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- wegsahtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- wegsähetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- wegsähtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sahen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- sähen wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wegsahenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- wegsähenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص