فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از چیزی غیبت کردن

تأییدنشده

wegbleiben فعل

فعل

  • از چیزی غیبت کردناز چیزی غِیبَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ wegbleiben

فعل

تلفظ
[ˈvɛkˌblaɪ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • weggebliebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wegzubleibenمعلوم، extended، مصدر
  • wegbleibendمعلوم، participle، حال
  • weggebliebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bleib wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bleibe wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bleibt wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bleibe wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • bleibe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegbleibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • wegbleibeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bleibst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bleibest wegمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegbleibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegbleibestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bleibt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • bleibe wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegbleibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegbleibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bleiben wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • bleiben wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • bleibt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bleibet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wegbleibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegbleibetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bleiben wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bleiben wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • blieb wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bliebe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegbliebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • wegbliebeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliebst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bliebest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegbliebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegbliebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blieb wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bliebe wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegbliebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegbliebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blieben wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • blieben wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wegbliebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • wegbliebenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliebt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bliebet wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wegbliebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegbliebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blieben wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • blieben wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegbliebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegbliebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها