فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیدار کردن

bidâr kardan[biː.d̪ɒːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]

wecken فعل

فعل

  • بیدار کردنbidâr kardanبیدار کَردَن[biː.d̪ɒːɹ kʰʲæɹ.d̪æn](transitive: to cause to become awake)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بلن کردن(transitive: to cause to become awake)محاوره‌ایتأییدنشده
  • بلند کردنboland kardanبُلَند کَردَن[bo.lǽn̪d̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn](transitive: to cause to become awake)تأییدنشده

دستور زبانِ wecken

فعل

تلفظ
[ˈvɛkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • weckendمعلوم، participle، حال
  • gewecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • weckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wecktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • weckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wecktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wecketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • weckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • weckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • weckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • weckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wecktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wecktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wecke mich um acht Uhr auf!

مرا ساعت هشت بیدار کن!

Schlafende Hunde soll man nicht wecken.

سگهای خواب را نباید بیدار کرد.

es ist unnötig geweckt worden

او بیخودی از خواب بیدار شد

in jem. den Ehrgeiz wecken

کسی را به غیرت آوردن

seine Lebensgeister sind wieder geweckt

آبی زیر پوستش رفت

seine Lebensgeister sind wieder geweckt

آب زیر پوستش رفت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4136958), cojiluc (fa #8553003), tatoeba.org
  2. ۲: lilygilder (de #341902), cojiluc (fa #10770762), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها