رفتن به محتوااز غیب گفتن
تأییدنشده
wahrsagen فعل
فعل
- از غیب گفتناز غِیب گُفتَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رمالی کردنرَمالی کَردَنتأییدنشده
- فال گرفتنfâl gereftanفال گِرِفتَن[fɒ́ːl̥ ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ wahrsagen
فعل
- تلفظ
- [ˈvaːɐ̯ˌzaːɡn̩]
همهٔ صورتها
- wahrgesagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- gewahrsagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- wahrsagenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- wahrzusagenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- wahrsagendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- wahrgesagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- wahrzusagendergerundive، participle، جداشدنی
- wahrzusagendegerundive، participle، جداشدنی
- sag wahrمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- sage wahrمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- sagt wahrمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- sage wahrمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- sage wahrمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wahrsageمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- wahrsageمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sagst wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- sagest wahrمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- wahrsagestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sagt wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- sage wahrمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wahrsagtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wahrsageمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sagen wahrمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- sagen wahrمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- wahrsagenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sagt wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- saget wahrمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- wahrsagetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sagen wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- sagen wahrمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wahrsagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- wahrsagenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sagte wahrمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- sagte wahrمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- wahrsagteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sagtest wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- sagtest wahrمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- wahrsagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sagte wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- sagte wahrمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wahrsagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- wahrsagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- sagten wahrمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- sagten wahrمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- wahrsagtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sagtet wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- sagtet wahrمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- wahrsagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sagten wahrمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- sagten wahrمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wahrsagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- wahrsagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- wahrsagenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- wahrsagendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- gewahrsagtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- wahrsagمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- wahrsageمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- wahrsagtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- wahrsageمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- wahrsageمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- wahrsagestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- wahrsageمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wahrsagenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- wahrsagenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- wahrsagetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- wahrsagenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- wahrsagenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- wahrsagteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- wahrsagteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- wahrsagtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- wahrsagteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wahrsagtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- wahrsagtenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- wahrsagtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- wahrsagtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- wahrsagtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- wahrzusagendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- wahrzusagendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- wahrzusagendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- wahrzusagendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- wahrzusagendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- wahrzusagendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- wahrzusagendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- wahrzusagendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- wahrzusagendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها