فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جرأت کردن

تأییدنشده

wagen فعل

فعل

  • جرأت کردن(to have courage)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ریسک کردنریسک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ wagen

فعل

تلفظ
[ˈvaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wagendمعلوم، participle، حال
  • gewagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Er wagt nicht, seine Meinung zu sagen.

او جرأت نمی‌کند، عقیده‌اش را بیان کند.

Wer nicht wagt, gewinnt nicht.

کسی که جرأت نکند، برنده نمی‌شود.

Wer nicht wagt, der nichts gewinnt.

کسی که جرأت نکند، در هیچ چیز برنده نمی‌شود.

Wie kannst du es wagen, mich zu kritisieren?

چطور جرأت می‌کنی به من انتقاد کنی؟

Wer wagt, gewinnt.

کسی که جرأت کند، می‌برد.

Er wagte nicht, irgendetwas zu sagen.

او جرأت نکرد چیزی بگوید.

Er wagte überhaupt nichts zu sagen.

او اصلا جرأت گفتن هیچ چیز را ندارد.

Wagt er es, alleine zu gehen?

أیا او جرأت آن را دارد که تنها برود.

Nicht weil es schwer ist, wagen wir es nicht, sondern weil wir es nicht wagen, ist es schwer.

نه چونکه سخت است ما جرأت آن را نداریم، بلکه چون جرأت آن را نداریم سخت است.

Wie wagst du, so etwas zu sagen?

چطور جرأت می‌کنی چنین چیزی بگویی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #644428), cojiluc (fa #6961368), tatoeba.org
  2. ۲: raggione (de #2459125), cojiluc (fa #6961357), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1260896), cojiluc (fa #6961361), tatoeba.org
  4. ۴: maaster (de #4764857), cojiluc (fa #6832635), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #432126), cojiluc (fa #6961353), tatoeba.org
  6. ۶: Tamy (de #1802614), cojiluc (fa #8819620), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3239878), cojiluc (fa #7163244), tatoeba.org
  8. ۸: Tamy (de #1801909), cojiluc (fa #7163245), tatoeba.org
  9. ۹: Adelpa (de #5538798), cojiluc (fa #12659709), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5207970), cojiluc (fa #6961347), tatoeba.org
منابع و مجوزها