فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیده بانی کردن

تأییدنشده

wachen فعل

فعل

  • دیده بانی کردندیده بانی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نگهبانی دادننِگَهبانی دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ wachen

فعل

تلفظ
[ˈvaxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wachendمعلوم، participle، حال
  • gewachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wacheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wachtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wacheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wacheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wachestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wachetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wachteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wachtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wachtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Morgens wache ich immer ungefähr um sieben Uhr auf.

بامدادان من همیشه حول ساعت هفت بیدار می‌شوم.

über einer Sache wachen

حساب چیزی را داشتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #815195), cojiluc (fa #8140137), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها