فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ارزش چیزی را دانستن

تأییدنشده

würdigen فعل

فعل

  • ارزش چیزی را دانستناَرزِشِ چیزی را دانستَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قدردانی کردنقَدردانی کَردَنتأییدنشده
  • قدر دانستن(to view as valuable)تأییدنشده
  • قدردان بودن(to be grateful for something)تأییدنشده

دستور زبانِ würdigen

فعل

تلفظ
[ˈvʏʁdɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewürdigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • würdigenمعلوم، مصدر، حال
  • würdigendمعلوم، participle، حال
  • gewürdigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • würdigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • würdigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • würdigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • würdigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • würdigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • würdigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • würdigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • würdigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • würdigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • würdigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • würdigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • würdigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • würdigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • würdigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • würdigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • würdigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • würdigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würdigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • würdigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würdigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • würdigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • würdigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • würdigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • würdigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • würdigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • würdigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • würdigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er würdigte ihn keines Blickes

زیر نظرش نمی آمد

jem. keines Blickes würdigen

برای کسی تره هم خرد نکردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها