فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرزنش کردن

تأییدنشده

vorwerfen فعل

فعل

  • سرزنش کردنسَرزَنِش کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ملامت کردنمَلامَت کَردَنتأییدنشده
  • نکوهیدنnekuhidanنِکوهیدَنتأییدنشده
  • گلایه کردنگِلایه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorwerfen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌvɛʁfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgeworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzuwerfenمعلوم، extended، مصدر
  • vorwerfendمعلوم، participle، حال
  • vorgeworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzuwerfendergerundive، participle
  • wirf vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werft vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfe vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • werfe vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorwerfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorwerfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirfst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werfest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorwirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorwerfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • werfe vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorwirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorwerfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • werfen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • werfen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • werft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorwerftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorwerfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • werfen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • werfen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • warf vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • würfe vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorwarfمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorwürfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • würfest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würfst vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorwarfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorwürfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorwürfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warf vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • würfe vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorwarfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorwürfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • warfen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • würfen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorwarfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorwürfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • würfet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • würft vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorwarftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorwürfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorwürftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • würfen vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorwarfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorwürfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • vorzuwerfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • vorzuwerfendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • vorzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuwerfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuwerfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuwerfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها