رفتن به محتواسرزنش کردن
تأییدنشده
vorwerfen فعل
فعل
- سرزنش کردنسَرزَنِش کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ملامت کردنمَلامَت کَردَنتأییدنشده
- نکوهیدنnekuhidanنِکوهیدَنتأییدنشده
- گلایه کردنگِلایه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ vorwerfen
فعل
- تلفظ
- [ˈfoːɐ̯ˌvɛʁfn̩]
همهٔ صورتها
- vorgeworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vorzuwerfenمعلوم، extended، مصدر
- vorwerfendمعلوم، participle، حال
- vorgeworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vorzuwerfendergerundive، participle
- wirf vorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- werft vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- werfe vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- werfe vorمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorwerfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- vorwerfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wirfst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- werfest vorمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorwirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorwerfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- wirft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- werfe vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vorwirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorwerfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- werfen vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- werfen vorمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- werft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- werfet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vorwerftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- vorwerfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- werfen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- werfen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- warf vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- würfe vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorwarfمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- vorwürfeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warfst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- würfest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- würfst vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorwarfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorwürfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- vorwürfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warf vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- würfe vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorwarfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorwürfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- warfen vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- würfen vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vorwarfenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- vorwürfenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warft vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- würfet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- würft vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vorwarftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- vorwürfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- vorwürftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- warfen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- würfen vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorwarfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- vorwürfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- vorzuwerfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- vorzuwerfendegerundive، حالت نهادی، جمع
- vorzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzuwerfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- vorzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- vorzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzuwerfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzuwerfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها