فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از قبل

تأییدنشده

vornherein نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • از قبلاز قَبلتأییدنشده

دستور زبانِ vornherein

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

sich von vornherein einer Philosophie verschreiben

بر سر یک روش فلسفی پیشاپیش همقسم شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها