فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رزرو کردن

تأییدنشده

rezerv kardan[ɹezeɹv kʰʲæɹ.d̪æn]

vormerken فعل

فعل

  • رزرو کردنrezerv kardanرِزِرو کَردَن[ɹezeɹv kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ vormerken

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌmɛʁkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgemerktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzumerkenمعلوم، extended، مصدر
  • vormerkendمعلوم، participle، حال
  • vorgemerktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzumerkendergerundive، participle
  • vorzumerkendegerundive، participle
  • merk vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merke vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merkt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • merke vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • merke vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vormerkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vormerkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merkst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • merkest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vormerkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vormerkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merkt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • merke vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vormerktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vormerkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • merken vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • merken vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • merkt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • merket vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vormerktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vormerketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • merken vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • merken vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • merkte vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • merkte vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vormerkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vormerkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merktest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • merktest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vormerktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vormerktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merkte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • merkte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vormerkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vormerkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • merkten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • merkten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vormerktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vormerktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merktet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • merktet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vormerktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vormerktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • merkten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • merkten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vormerktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vormerktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorgemerktparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive
  • mir vormerkeحال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich vormerkeحال، reflexive
  • vorzumerkendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzumerkendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzumerkendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzumerkendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzumerkendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzumerkendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzumerkendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzumerkendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzumerkendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها