رزرو کردن
تأییدنشده
rezerv kardan[ɹezeɹv kʰʲæɹ.d̪æn]
vormerken فعل
فعل
- رزرو کردنrezerv kardanرِزِرو کَردَن[ɹezeɹv kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ vormerken
فعل
- تلفظ
- [ˈfoːɐ̯ˌmɛʁkn̩]
همهٔ صورتها
- vorgemerktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vorzumerkenمعلوم، extended، مصدر
- vormerkendمعلوم، participle، حال
- vorgemerktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vorzumerkendergerundive، participle
- vorzumerkendegerundive، participle
- merk vorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- merke vorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- merkt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- merke vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- merke vorمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vormerkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- vormerkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- merkst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- merkest vorمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vormerkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vormerkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- merkt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- merke vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vormerktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vormerkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- merken vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- merken vorمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- merkt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- merket vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vormerktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- vormerketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- merken vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- merken vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- merkte vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- merkte vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vormerkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- vormerkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- merktest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- merktest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vormerktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vormerktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- merkte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- merkte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vormerkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vormerkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- merkten vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- merkten vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vormerktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- vormerktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- merktet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- merktet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vormerktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- vormerktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- merkten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- merkten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vormerktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- vormerktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- vorgemerktparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
- Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive
- mir vormerkeحال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sich vormerkeحال، reflexive
- vorzumerkendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzumerkendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzumerkendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzumerkendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- vorzumerkendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- vorzumerkendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzumerkendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzumerkendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzumerkendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها