فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خواندن

xândan[xɒːn̪.d̪æn]

vorlesen فعل

فعل

  • خواندنxândanخواندَن[xɒːn̪.d̪æn](to speak aloud words or other information that is written)(read)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قرائت کردنقَرائَت کَردَنتأییدنشده
  • خوندن(to speak aloud words or other information that is written)محاوره‌ای، tehraniتأییدنشده

دستور زبانِ vorlesen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌleːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgelesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzulesenمعلوم، extended، مصدر
  • vorlesendمعلوم، participle، حال
  • vorgelesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzulesendergerundive، participle
  • lies vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lest vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lese vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lese vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorleseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorleseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • liest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lesest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorliestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorlesestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • liest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lese vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorliestمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorleseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lesen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lesen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leset vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorlestمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorlesetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lesen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lesen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • las vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • läse vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorlasمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorläseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lasest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • last vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • läsest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorlasestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorlastمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorläsestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • las vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • läse vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorlasمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorläseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lasen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • läsen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorlasenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorläsenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • last vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • läset vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorlastمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorläsetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lasen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • läsen vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorlasenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorläsenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzulesendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • vorzulesendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzulesendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • vorzulesendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • vorzulesendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • vorzulesendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzulesendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzulesendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzulesendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzulesendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzulesendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzulesendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzulesendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzulesendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها