فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسلط یافتن

تأییدنشده

vorherrschen فعل

فعل

  • تسلط یافتنتَسَلُط یافتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مستولیمُستولیتأییدنشده
  • مسلط بودنمُسَلَط بودَنتأییدنشده
  • شایع بودنتأییدنشده
  • غالب بودنغالِب بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorherrschen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌhɛʁʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgeherrschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorherrschenمعلوم، مصدر، حال
  • vorzuherrschenمعلوم، extended، مصدر
  • vorherrschendمعلوم، participle، حال
  • vorgeherrschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • herrsch vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • herrsche vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • herrscht vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • herrsche vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • herrsche vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorherrscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorherrscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • herrschst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • herrscht vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • herrschest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorherrschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorherrschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorherrschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • herrscht vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • herrsche vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorherrschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorherrscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herrschen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • herrschen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vorherrschenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • vorherrschenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • herrscht vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • herrschet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorherrschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorherrschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • herrschen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • herrschen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorherrschenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorherrschenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herrschte vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • herrschte vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorherrschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorherrschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herrschtest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • herrschtest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorherrschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorherrschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herrschte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • herrschte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorherrschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorherrschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • herrschten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • herrschten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorherrschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorherrschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herrschtet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • herrschtet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorherrschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorherrschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • herrschten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • herrschten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorherrschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorherrschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

In Kolumbien sind katholische Sitten vorherrschend.

در کلمبیا سنت‌های کاتولیک غالب هستند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #10190141), cojiluc (fa #9984275), tatoeba.org
منابع و مجوزها