فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از قبل گرم کردن

تأییدنشده

vorheizen فعل

فعل

  • از قبل گرم کردناز قَبل گَرم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • داغ کردن قبلداغ کَردَنِ قَبلتأییدنشده

دستور زبانِ vorheizen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌhaɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgeheiztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzuheizenمعلوم، extended، مصدر
  • vorheizendمعلوم، participle، حال
  • vorgeheiztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzuheizendergerundive، participle
  • vorzuheizendegerundive، participle
  • heiz vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heize vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heizt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heize vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • heize vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorheizeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorheizeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heizt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heizest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorheiztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorheizestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heizt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • heize vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorheiztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorheizeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heizen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • heizen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • heizt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heizet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorheiztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorheizetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heizen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • heizen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heizte vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • heizte vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorheizteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorheizteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heiztest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • heiztest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorheiztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorheiztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heizte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • heizte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorheizteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorheizteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heizten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • heizten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorheiztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorheiztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heiztet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • heiztet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorheiztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorheiztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heizten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • heizten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorheiztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorheiztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzuheizendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuheizendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuheizendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuheizendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzuheizendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzuheizendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzuheizendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuheizendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzuheizendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها