فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استمزاج کردن

تأییدنشده

vorfühlen فعل

فعل

  • استمزاج کردناِستِمزاج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorfühlen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌfyːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgefühltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorfühlenمعلوم، مصدر، حال
  • vorzufühlenمعلوم، extended، مصدر
  • vorfühlendمعلوم، participle، حال
  • vorgefühltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzufühlendergerundive، participle
  • vorzufühlendegerundive، participle
  • fühl vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühle vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühlt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fühle vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fühle vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorfühleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorfühleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fühlst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühlest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorfühlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorfühlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fühlt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fühle vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorfühltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorfühleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fühlen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fühlen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vorfühlenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • vorfühlenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fühlt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fühlet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorfühltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorfühletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fühlen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fühlen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorfühlenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorfühlenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fühlte vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fühlte vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorfühlteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorfühlteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fühltest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fühltest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorfühltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorfühltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fühlte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fühlte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorfühlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorfühlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fühlten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fühlten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorfühltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorfühltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fühltet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fühltet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorfühltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorfühltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fühlten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fühlten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorfühltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorfühltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzufühlendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzufühlendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzufühlendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzufühlendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzufühlendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzufühlendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzufühlendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzufühlendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzufühlendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها