رفتن به محتوااقدامات احتیاطی کردن
تأییدنشده
vorbauen فعل
فعل
- اقدامات احتیاطی کردناِقداماتِ اِحتیاطی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ vorbauen
فعل
- تلفظ
- [ˈfoːɐ̯ˌbaʊ̯ən]
همهٔ صورتها
- vorgebautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vorbauenمعلوم، مصدر، حال
- vorzubauenمعلوم، extended، مصدر
- vorbauendمعلوم، participle، حال
- vorgebautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vorzubauendergerundive، participle
- vorzubauendegerundive، participle
- bau vorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- baue vorمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- baut vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- baue vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- baue vorمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorbaueمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- vorbaueمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- baust vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- bauest vorمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorbaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorbauestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- baut vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- baue vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vorbautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorbaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- bauen vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- bauen vorمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- vorbauenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- vorbauenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- baut vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- bauet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vorbautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- vorbauetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- bauen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- bauen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vorbauenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- vorbauenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- baute vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- baute vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorbauteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- vorbauteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bautest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- bautest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorbautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorbautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- baute vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- baute vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorbauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorbauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- bauten vorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- bauten vorمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vorbautenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- vorbautenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bautet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- bautet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vorbautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- vorbautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- bauten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- bauten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorbautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- vorbautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- vorzubauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzubauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzubauendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzubauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- vorzubauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- vorzubauendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- vorzubauendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzubauendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- vorzubauendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها