فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اقدامات احتیاطی کردن

تأییدنشده

vorbauen فعل

فعل

  • اقدامات احتیاطی کردناِقداماتِ اِحتیاطی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorbauen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌbaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgebautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorbauenمعلوم، مصدر، حال
  • vorzubauenمعلوم، extended، مصدر
  • vorbauendمعلوم، participle، حال
  • vorgebautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzubauendergerundive، participle
  • vorzubauendegerundive، participle
  • bau vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baue vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baut vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • baue vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • baue vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorbaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorbaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baust vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bauest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorbaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorbauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baut vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • baue vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorbautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bauen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • bauen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vorbauenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • vorbauenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • baut vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bauet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorbautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorbauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bauen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • bauen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorbauenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbauenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • baute vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • baute vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorbauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bautest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bautest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorbautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • baute vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • baute vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorbauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bauten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bauten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorbautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bautet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bautet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorbautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bauten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bauten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorbautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzubauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubauendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzubauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzubauendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubauendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubauendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubauendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها