فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیش رفتن

تأییدنشده

piš raftan[pʰiːʃ ɹæf.t̪ʰǽn]

vorausgehen فعل

فعل

  • پیش رفتنpiš raftanپیش رَفتَن[pʰiːʃ ɹæf.t̪ʰǽn](go before, go in front of)تأییدنشده

دستور زبانِ vorausgehen

فعل

تلفظ
[foˈʁaʊ̯sˌɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • vorausgegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorausgehenمعلوم، مصدر، حال
  • vorauszugehenمعلوم، extended، مصدر
  • vorausgehendمعلوم، participle، حال
  • vorausgegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorauszugehendergerundive، participle
  • geh vorausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehe vorausمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geht vorausمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehe vorausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gehe vorausمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorausgeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorausgeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehst vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehest vorausمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorausgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorausgehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gehe vorausمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorausgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorausgeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gehen vorausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • gehen vorausمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vorausgehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • vorausgehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geht vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehet vorausمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorausgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorausgehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gehen vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gehen vorausمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorausgehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorausgehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ging vorausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ginge vorausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorausgingمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorausgingeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingst vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gingest vorausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorausgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorausgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ging vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ginge vorausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorausgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorausgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gingen vorausمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gingen vorausمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorausgingenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorausgingenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingt vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ginget vorausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorausgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorausgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gingen vorausمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gingen vorausمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorausgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorausgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorauszugehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • vorauszugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorauszugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • vorauszugehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • vorauszugehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • vorauszugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorauszugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorauszugehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorauszugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorauszugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorauszugehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorauszugehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorauszugehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorauszugehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها