پیش رفتن
تأییدنشده
piš raftan[pʰiːʃ ɹæf.t̪ʰǽn]
vorangehen فعل
فعل
- پیش رفتنpiš raftanپیش رَفتَن[pʰiːʃ ɹæf.t̪ʰǽn](go before, go in front of)تأییدنشده
دستور زبانِ vorangehen
فعل
- تلفظ
- [foˈʁanˌɡeːən]
همهٔ صورتها
- vorangegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- voranzugehenمعلوم، extended، مصدر
- vorangehendمعلوم، participle، حال
- vorangegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- voranzugehendergerundive، participle
- geh voranمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gehe voranمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- geht voranمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gehe voranمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- gehe voranمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorangeheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- vorangeheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehst voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- gehest voranمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vorangehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorangehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geht voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- gehe voranمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vorangehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorangeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- gehen voranمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- gehen voranمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- geht voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- gehet voranمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vorangehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- vorangehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehen voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- gehen voranمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ging voranمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ginge voranمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorangingمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- vorangingeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingst voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gingest voranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vorangingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- vorangingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ging voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ginge voranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorangingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- vorangingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gingen voranمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- gingen voranمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vorangingenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- vorangingenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingt voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ginget voranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vorangingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- vorangingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingen voranمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gingen voranمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vorangingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- vorangingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- voranzugehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- voranzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- voranzugehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- voranzugehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- voranzugehendegerundive، حالت نهادی، جمع
- voranzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- voranzugehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- voranzugehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- voranzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- voranzugehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- voranzugehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- voranzugehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- voranzugehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- voranzugehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها