قبل
vor
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبانِ vor
حرف اضافه
- تلفظ
- [foːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Sie ist gewöhnt, vor dem Schlafen zu beten.
او عادت داشت قبل از دراز کشیدن، عبادت کند.
۳Tom sagte, er will vor Ablauf des Jahres Boston verlassen.
تام گفت میخواهد تا قبل از پایان سال بوستون را ترک کند.
۴Es geschah vor meiner Ankunft.
قبل از آمدن من، این اتفاق افتاد.
۵Wir müssen vor ihm dort sein.
باید قبل از او برسیم آن جا.
۶vor dem ersten Hahnenschrei
قبل از خروسخوان
۷sie waschen sich vor dem Essen die Hände
آنها قبل از خوردن غذا دستهایشان را آب می کشند
۸vor der Abstimmung einen Kommentar abgeben
قبل از رأی گیری شرح دادن
۹Ich duschte vor dem Frühstück.
قبل از صبحانه دوش گرفتم.
۱۰Er ging vor drei Tagen.
او سه روز پیش از اینجا رفت.