قبل
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبانِ vor
حرف اضافه
- تلفظ
- [foːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Alte hat den Tod vor Augen, der Junge hinter dem Rücken.
پیران مرگ را جلوی چشم دارند، جوانان پشت سر.
۳Ich schlug vor, den Plan zurückzustellen.
من پیشنهاد کردم طرح به تعویق بیفتد.
۴Am Tag vor der Blutspende bitte ausreichend schlafen!
لطفا روز قبل از اهداء خون به اندازهٔ کافی بخوابید!
۵Je länger man vor der Tür zögert, desto fremder wird man.
آدم هر چه جلوی در بیشتر تعلل کند، بیشتر غریب میشود.
۶Mach vor deinem Namen ein Kreuz.
جلوی نامت ضربدر بزن.
۷Wegen dir wurde ich vor allen gedemütigt.
به خاطر تو من جلوی همه تحقیر شدم.
۸Ein Drittel der Kinder, die vor ihrem fünften Lebensjahr sterben, sind unterernährt.
یک سوم کودکانی که پیش از پنج سالگی میمیرند، دچار سوء تغذیه هستند.
۹Vor Millionen von Jahren waren Wale Landtiere.
میلیونها سال قبل والها موجودات زمینی بودند.
۱۰Man werfe nicht Perlen vor die Säue.
جواهر را پیش خوکان نباید ریخت.
۱۱Vor Gebrauch schütteln.
قبل از مصرف تکان دهید.