قبل
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبانِ vor
حرف اضافه
- تلفظ
- [foːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Blitz kommt vor dem Donner.
برق قبل از رعد میآید.
۳Überlege vor der Wahl des Weges.
قبل از انتخاب راه، تأمل کن.
۴Vor der Entscheidung überlege!
قبل از تصمیم کمی تأمل کن.
۵Er starb vor meiner Ankunft.
او پیش از ورود من مرد.
۶Unfälle kommen ständig vor.
تصادفات مدام پیش میآیند.
۷Das Wörterbuch ist der einzige Ort, wo Erfolg vor der Mühsal kommt.
لغتنامه تنها جایی است که پیشرفت قبل از تلاش میآید.
۸Es wird niemals so viel gelogen wie vor der Wahl, während des Krieges und nach der Jagd.
هیچوقت به اندازهٔ قبل از رأی گیری، هنگام جنگ و پس از شکار دروغ گفته نمیشود.
۹Die Europäische Union steht vor einer Zerreißprobe.
اتحادیهٔ اروپا پیش روی یک آزمون قرار دارد.
۱۰Der Schwache zweifelt vor der Entscheidung; der Starke danach.
ضعیفان پیش از تصمیم تردید دارند؛ قویها پس از آن.
۱۱Vor dem Heiraten erwäge gut.
قبل از ازدواج کردن، خوب تأمل کن.