قبل
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبانِ vor
حرف اضافه
- تلفظ
- [foːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Geld korrumpiert - vor allem jene, die es nicht haben.
پول فاسد میکند. قبل از هر کس، آنهایی که آن را ندارند.
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
۳Eine Stunde Schlaf vor Mitternacht ist besser als zwei danach.
یک ساعت خواب پیش از نیمه شب از دوساعت خواب بعد از آن بهتر است.
۴Der Unfall geschah vor unseren Augen.
یک حادثه پیش چشمان ما رخ داد.
۵Vor dem Befehlen musst du Gehorchen lernen.
پیش از فرمان دادن باید فرمانبرداری بیاموزی.
۶Tom wurde einberufen, vor Gericht zu erscheinen.
تام به حضور در دادگاه فرا خوانده شد.
۷Das Leben ist ein kurzer Spaziergang vor dem ewigen Schlaf.
زندگی یک گشت و گذار کوتاه پیش از خواب ابدی است.
۸Du hast vor allem Ruhe nötig.
تو قبل از هر چیز به آرامش نیاز داری.
۹Vergiss vor dem Reden das Denken nicht.
فراموش نکن قبل از حرف زدن فکر کنی.
۱۰Nach dem Klo und vor dem Essen, Händewaschen nicht vergessen!
شستن دست بعد از دستشویی و قبل از غذا فراموش نشود.