قبل
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبانِ vor
حرف اضافه
- تلفظ
- [foːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wir suchen unser Ideal vor uns, während es hinter uns liegt.
ما ایدهآل خود را پیش روی خود میجوییم، در حالی که پشت سر ما قرار دارد.
۳Vor mir ist der Tag und hinter mir die Nacht.
پیش من روز و پشت من شب است.
۴Vor Gott ist kein Ding unmöglich.
پیش خدا هیچ چیز ناممکن نیست.
۵Niemand stirbt vor seinem Tage.
هیچکس پیش از روز تقدیر نمیمیرد.
۶Der Unfall geschah vor zwei Stunden.
یک تصادف دو ساعت پیش رخ داد.
۷Vor Prüfungen schlafen viele Studenten kaum.
خیلی از دانش آموزا شب قبل امتحان خوابشون نمیبره.
۸Keine Krone hilft vor Kopfweh.
هیچ تاجی به سردرد کمک نمیکند.
۹Der Chef der Weltbank warnt vor einer globaler Rezession.
رئیس بانک جهانی نسبت به یک رکود سرتاسری هشدار داد.
۱۰Ich kann vor lauter Rauschen nichts verstehen.
به خاطر نویز بالا هیچ نمیفهمم.
۱۱Sieh dich vor falschen Freunden vor!
جلوی دوستان دروغین محتاط باش.