فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از خدمت باز افتادن

تأییدنشده

vom Dienst abtreten
عبارت

عبارت

  • از خدمت باز افتادناَز خِدمَت باز اُفتادَن(auf ungute Weise)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها